فقط خدا رو عشقه

+ داستهاي من و مامان جمعه 4/8/1386 ساعت 12:30 صبح

يه روز مامان ميخواست بره خريد بهم گفت مهتاب جان مامان مياي با هم بريم؟


حسش نيست تنها برم.منم که حوصلم حسابي سر رفته بود گفتم باشه بريم.


خلاصه رفتيم يه کم گوشت و ميوه و از اين چيزا خريديم.به مامان گفتم:


من خيلي وقته شير نمي خورم کنار ناخونام ريش ريش شده.


آخه ميدونين معدم به شير حساسه نمي تونم شير بخورم.


مامان گفت:خوب من که هميشه شير مي خرم خودت نمي خوري.


گفتم مامان يعني شما نمي دونين شير بخورم معده درد مي گيرم؟


گفت آها حواسم نبود.-مامان بيا يه بار اين شيراي بدون لاکتوزو


امتحان کنيم شايد بهم ساخت.-مهتاب تو بچه هم که بودي شير من هم بهت نمي ساخت.


نمي دونم معدت چه مشکلي داره.- حالا يه بار امتحان کنيم مبمبن؟شايد خوب بود.


- باشه. - آقا سلام شير بدون لاکتوز دارين؟ - نه خانوم.- همين جور 5   6 تا مغازه رفتيم پرسيديم


تا رسيديم به يه مغازه مامان پرسيد: آقا شير بدون لاکتوز دارين؟ آقاهه گفت:هان؟


مامان تکرار کرد شير بدون لاکتوز.آقاهه گفت:شير بدون لاک پشت چيه؟ دوره آخر زمون شده.


مگه بقيه شيرا با لاک پشتن؟من گفت ممنون آقا و سريع مامانو بردم بيرون.آخه مامان شورو کنه به خنده


ديگه هيچي.تا يه ساعت داشت مي خنديد.تا يه مدت هم ميگفت مهتاب شير بدون لاک پشت نمي خواي؟





نوشته شده توسط: مهتاب مسيحا


ِْليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[4/4/1387- 8:37 ع] ماماني گلم روزت مبارک.منم آره؟؟؟
[28/3/1387- 11:34 ع] قال المعصوم (عليه السلام)
[28/3/1387- 2:43 ع] انا الحق
[25/3/1387- 8:50 ع] خودموني
[25/3/1387- 4:1 ع] خدايا عظمتت رو شکر
[24/3/1387- 11:5 ع] نا شکري نکردم
[24/3/1387- 12:13 ص] دلم تنگ است
[14/3/1387- 3:54 ع] يا فاطمه الزهرا (سلام الله عليها)
[14/3/1387- 3:42 ع] عاشقي؟
[2/3/1387- 12:37 ع] التماس دعا
[2/3/1387- 12:35 ع] فداي تو
[10/2/1387- 9:10 ع] يعني همه ي ما دزديم؟؟!!!
[10/2/1387- 3:14 ص] معجزه
[29/1/1387- 9:22 ع] روياي خيس
[25/1/1387- 2:17 ص] چرنديات
[همه عناوين(35)][آرشيو شده ها]

خانه
مديريت
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 



:: کل بازديدها ::
4641


:: بازديدهاي امروز ::
4


:: بازديدهاي ديروز ::
15



:: درباره من ::

فقط خدا رو عشقه

:: لينک به وبلاگ ::

فقط خدا رو عشقه


:: آرشيو ::

پا
قصه های من و مامان
کلام بزرگان [4]
شعر
لبخند بزن بسيجي عمرت تموم نميشه
يابن الحسن
حبط اعمال
يه عکس ناز
دلم را زير قيمت مي فروشم [2]
آقا به دادم مي رسي؟
شکرانه
شهدا
فروردين 87


:: دوستان من (لينک) ::

آدمکها
گل سرخ
حافي
اميدزهرا
امل
سيمرغ
پر پرواز
پري براي پريدن
کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
دفترچه آبي /مجيد اسماعيل زاده
پوست کلف
تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
يوسف گم گشته
مسائل جنسي
به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
زن بودن ممنوع
نرگسدان
اقاقياي من
جاده خدا
سلام آقا
او براي دم هر ثانيه ام رحمتي بود عظيم!
زندگي
دالان بهشت
خط سوم
محمد
تنهايي مرامه عشقه
.:: رويش عشق::.
سايه
علم بي نهايت ، هنر،‏ دين ...
لــعل سـلـسـبيــل ( دل نوشته هاي يک هاجر )
نسيم ياد معبود در کويرستان جان
مسيح انديمشک
روحاني
دل نوشته هاي يک دختر شهيد
زنان در جهان
سلطان عشق
مسيح لبنان
و خدایی که در این نزدیکیست
نوشته هاي خط خطي...!!!
دل گويه هاي يک مجاهد
داغ عشق
ايده هاي اخلاقي
به برادرم مسيح
کوثر
ضحي
گلي
فرصت دلدادگي
موعود شايسته
غروب عشق
مشکي رنگه عشقه
سلام


:: لوگوي دوستان من ::













:: خبرنامه ::

نام:

ايميل:

 

:: موسيقي وبلاگ::


:: وضعيت من در ياهو::

يــــاهـو